--------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------

جا کلیدی حساس به صدا محصول جدیدی می باشد که به بازار ارائه شده است و با اینکه بسیار سبک می باشد کارایی فوق العاده مناسبی دارد. شما با استفاده از آن دیگر هیچگاه کلید های خود را گم نخواهید کرد. کارایی محصول بدین گونه است که زمانی که کلیدهای شما جا ماند و یا گم شد فقط کافیست سوتی آرام بزنید تا این جا کلیدی آژیر و چراغش روشن شود و شروع به کار کند و با استفاده از آن شما به راحتی کلید های گم شده خود را پیدا کنید.
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید. -------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------

پاییز است ، اندوه را به برگ بسپار تا با خزان برگ ، اندوه نیز از دلت زدوده شود …
——————
فقط چند قدم ، مانده بود برسم به تو … اگر این خواب ادامه داشت …
——————
——————
زخمی عمیق بر پهلویم است، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم
و همگان گمان می کنند که من مستم و می رقصم …
——————
من به یاد دل و دل یاد تو را می گیرد، دل اگر یاد عزیزیش نکند می میرد …
——————
دوبیتی عاشقانه
میروم ، اما نمیپرسم ز خویش
ره کجا ؟ منزل کجا ؟ مقصود چیست ؟
بوسه میبخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست … ؟
——————
اس ام اس عاشقانه
آرزو دارم وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن می گردد
تو در آن نزدیکی باشی …
——————
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن …
——————
پیامک عاشقانه
عاشقِ تمامِ کلماتی هستم
که تو با آن جمله میسازی
تا به دورغ بگویی دوستم داری …
——————
شاید با هم بودن سخت تکرار شود، اما به یاد هم بودن را هر لحظه می توان تکرار کرد …
——————
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست
گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی …
——————
متن عاشقانه جدید
اشتباهم این بود !! عمق رابطه مان آنقدر نبود که درون آن شیرجه زدم …
——————
اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی
حتما برو، بی معطلی
چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی …
——————
«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بیتاب مرا در بر گرفت …
——————
شجاعت می خواهد وفادار احساسی باشی
که می دانی شکست می دهد روزی نفسهای دلت را …
——————
این روزها می گذرند،
ولی من از این روزها نمی گذرم …
——————
طبال! بزن، بزن که نابود شدم
بر ” تار ” غروب زندگی، ” پود ” شدم
عمرم همه رفت، خفته در کوره ی مرگ
آتش زده ، استخوان بی دود شدم …
——————
مرا به ذهنت بسپار، نه به دلت
من از گم شدن در جاهای شلوغ می ترسم …
——————
آه… آری… این منم… اما چه سود
«او» که در من بود، دیگر، نیست، نیست
میخروشم زیر لب دیوانهوار
«او» که در من بود، آخر کیست، کیست ؟
منبع:آدانا
پسورد فایل:


ارسال نظر